ابو القاسم سلطانى
299
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
است و كمترين سردى را داشته و قابض نمىباشد آن تحليلبرنده و در آماس حالب سودمند است 2 * ما لا يسع 3 * تصور كرده است كه اسطراطيقوس حالبى مىباشد ولى حالبى اطراطيقوس بوده و تحليل برنده آماسهاى سخت و در آماس حالب و خنازير موثر مىباشد 4 * ، اطراطيقوس در دوم گرم و خشك است درازاى ساقه آن از يك متر كمتر و باريك و سخت مىباشد گل آن شبيه به گل بابونه و بعضى از آنها متمايل به رنگ بنفش مىباشد و مجموعه برگهاى دور گل و گل شبيه ستاره مىباشد . ضماد برگ آن جهت آماس گرم چشم ، برآمدگى حدقه چشم و تسكين درد آن و ضماد رقيق گل آن در ورم و درد كشاله ران 5 * موثر و خوردن آن در درد گلو و هيدروسفالى كودكان نافع و مقدار خوراك آن حدود 7 گرم مىباشد 6 * . امروزه از جوشانده ريشه گياه به صورت غرغره در آنژين و به صورت شستشو در ورم چشم استفاده مىشود . اسامى عربى گياه در تحفه و فرهنگ مخزن شهده و مائه الراس آمده است . به پارسى گياه را خرم و ستارهاى مىنامند واژه خرم در كتاب حاوى رازى مترادف با استراطيقوس Aster amillus L آمده ولى با توجه به اينكه اين گياه در ايران رويش ندارد شايد منظور رازى همين گياه اطراطيقوس بوده است . ( 1 * ) - حالب از نظر لغوى به معنى دوشنده شير مىباشد ولى نزد پزشكان منظور ميزناى يا كميزناى است و آن مجرايى است كه پيشاب را از كليه به مثانه مىبرد Ureter ) يا ( Metanephric duct ولى نزد قدما بهطورىكه ابو ريحان مىنويسد رگى است از ران آدمى و در هر ران حالبى است . به هر جهت اين دارو را از آن جهت حالبى ناميدهاند كه ورم حالب را درمان مىكند . ( 2 * ) - قانون چاپ بيروت 262 ، چاپ تهران 164 ( 3 * ) - منظور يوسف بن اسمعيل خوئى شافعى نويسنده كتاب ما لا يسع الطبيب معروف به ( ابن الكبير ) مىباشد . ( 4 * ) - تذكره ص 45 - 113 ( 5 * ) - كشاله ران ، اربيه ، مغبن ، قسمت تحتانى ديواره شكم كه به رانها متصل مىشود Groin , Inguen ( L ) ( 6 * ) - تحفه حكيم مومن ص 28 ، مخزن الادويه 189 Code - 735 اسطراغالس Astragalus L ديوسكوريد ذيل Astragalos مىنويسد گياهى است كوچك ، علفى ، پهنشده بر روى زمين ، برگ و شاخههاى آن مانند گياه نخود است ، گل آن كوچك به رنگ بنفش ريشه آن گرد شبيه به ترب شامى كه از آن ريشكهاى سياه و سخت خارج شده و مانند شاخ حيوانات و تودرتو مىباشد . مزه آن گس و در اماكن سايه و آنجا كه برف مىبارد گياه مىرويد . خوردن ريشه آن با شراب قطعكننده اسهال شكم و زيادكننده پيشاب است و پاشيدن گرد حاصل از كوبيده ريشه خشك آن بر جراحات عميق سودمند و خونريزى را قطع مىكند . كوبيده ريشه آن به علت سختى و سفتى ريشه مشكل مىباشد ( تت م 4 ش 53 ص 330 ) ،